umhertoben

Aussprache: /ʊmˈheːɐ̯ˌtoːbn̩/
Wortzerlegung: um·her·to·ben
فعل

از این سو به آن سو دویدن و بازی کردن، شیطنت کردن

Beispiele

  • Auf dem Spielplatz konnten die vier Kinder richtig ''umhertoben''.در زمین بازی، چهار کودک توانستند حسابی بازی کنند و شیطنت کنند.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

با انرژی و سر و صدا بازی کردن، شیطنت کردن (معمولاً کودکان یا حیوانات)

  • Die Welpen tobten fröhlich im Wohnzimmer umher.توله‌سگ‌ها شادمانه در اتاق نشیمن جست و خیز می‌کردند.
  • Die Kinder tobten ausgelassen im Schnee umher.بچه‌ها با شور و هیجان در برف جست و خیز می‌کردند.
2 بدون مفعول

با شدت و بی‌نظمی در اطراف حرکت کردن (مثلاً باد یا طوفان)

  • Stürmische Winde toben umher und reißen Äste ab.بادهای طوفانی در اطراف می‌وزند و شاخه‌ها را می‌شکنند.
  • Ein Gewitter tobt umher und lässt die Bäume schwanken.یک طوفان رعد و برق در اطراف می‌وزد و درختان را به لرزه درمی‌آورد.