umhertragen
اینور آنور بردن، پخش کردن (شایعه)، در سر داشتن (فکر/احساس)
Bedeutungen
1
etwas/jemanden (Akkusativ) umhertragen
چیزی یا کسی را در دست/آغوش گرفته و در مکانهای مختلف جابهجا کردن
- Er trug das schwere Paket den ganzen Tag umher.او تمام روز بسته سنگین را اینور و آنور حمل میکرد.
- Die Mutter trug ihr weinendes Baby liebevoll umher.مادر با محبت کودک گریانش را اینور و آنور میبرد.
2
etwas (Akkusativ) umhertragen
شایعات، اخبار یا ایدهها را همهجا پخش کردن و میان همه بازگو ساختن
- Sie trug die Gerüchte im ganzen Dorf umher.او شایعات را در تمام روستا پخش کرد.
- Diese Idee wird schon seit Langem in der Community umhergetragen.این ایده از مدتها پیش در جامعه پخش شده است.
3
etwas (Akkusativ) + in/mit sich umhertragen
راز، فکر، احساس یا باری را برای مدتی طولانی در ذهن/وجود خود نگه داشتن و تحمل کردن
- Er trug diesen düsteren Gedanken lange in sich umher.او این فکر تیره و تار را مدتها در وجودش حمل میکرد.
- Sie trug ein schweres Geheimnis mit sich umher.او رازی سنگین را با خود حمل میکرد (پنهان نگه داشته بود).