umherzuspähen

Aussprache: /ʊmˈhɛɐ̯t͡suˌʃpɛːən/
Worttrennung: um·her·zu·spä·hen
Erweiterter Infinitiv

به جاسوسی کردن، به سرک کشیدن

Bedeutungen

1 umher + Akkusativ (مفعول مستقیم) یا umher + von + Dativ

با دقت و کنجکاوی به اطراف نگاه کردن، به دنبال چیزی گشتن یا کسی را زیر نظر داشتن، اغلب با هدف کشف یا یافتن اطلاعات مخفی.

  • Es ist seine Aufgabe, die Umgebung nach Anzeichen von Gefahr abzusuchen und umherzuspähen.وظیفه او این است که اطراف را برای یافتن نشانه های خطر جستجو کند و به دقت زیر نظر داشته باشد.
  • Der Vogel spähte von seinem Ast aus umher, um nach Insekten zu suchen.پرنده از شاخه خود به اطراف نگاه می کرد تا حشرات را پیدا کند.