umherzuspähen
به جاسوسی کردن، به سرک کشیدن
Bedeutungen
1
umher + Akkusativ (مفعول مستقیم) یا umher + von + Dativ
با دقت و کنجکاوی به اطراف نگاه کردن، به دنبال چیزی گشتن یا کسی را زیر نظر داشتن، اغلب با هدف کشف یا یافتن اطلاعات مخفی.
- Es ist seine Aufgabe, die Umgebung nach Anzeichen von Gefahr abzusuchen und umherzuspähen.وظیفه او این است که اطراف را برای یافتن نشانه های خطر جستجو کند و به دقت زیر نظر داشته باشد.
- Der Vogel spähte von seinem Ast aus umher, um nach Insekten zu suchen.پرنده از شاخه خود به اطراف نگاه می کرد تا حشرات را پیدا کند.