فعل
(باواریایی) عبور کردن، رد شدن؛ (باواریایی) سپری شدن (درد، بیماری)
معانی و تعاریف umhingehen:
- این یک فعل استاندارد در زبان آلمانی نیست. به نظر میرسد ترکیبی نادرست از 'umhin' (که معمولاً با 'können' به معنای 'نتوانستن از انجام کاری خودداری کردن' میآید) و 'gehen' باشد. به عنوان یک فعل واحد، معنای مشخصی ندارد.
جملات نمونه برای umhingehen:
„Soll i ''ummigeh’n'' und ’n frag’n, ob er an Führer braucht?“
آیا باید بروم و از او بپرسم که آیا به راهنما نیاز دارد؟
Dieser Ausdruck ist im Standarddeutschen nicht gebräuchlich.
این عبارت در آلمانی استاندارد رایج نیست.
Man kann nicht umhin zu gehen, aber 'umhingehen' ist falsch.
نمیتوان از رفتن خودداری کرد، اما 'umhingehen' اشتباه است.