umholzen
قطع کردن (درخت)، سرنگون کردن (بازیکن)
Beispiele
- Die Bahn ''hat'' entlang der S4 im Fürstenfeldbrucker Bahnhof großflächig Bäume ''umgeholzt.راهآهن به طور گسترده درختان را در امتداد ایستگاه راهآهن Fürstenfeldbruck قطع کرده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
درختان را بریدن و به زمین انداختن
- Die Waldarbeiter mussten viele Bäume umholzen, um Platz für die neue Straße zu schaffen.جنگلبانان مجبور بودند درختان زیادی را قطع کنند تا فضایی برای جاده جدید ایجاد کنند.
- Es ist verboten, Bäume ohne Genehmigung umzuholzen.قطع درختان بدون مجوز ممنوع است.