umkämpfen

Aussprache: /ˌʊmˈkɛmp͡fn̩/
Worttrennung: um·kämp·fen
فعل

بر سر چیزی جنگیدن, مبارزه کردن, مورد مناقشه بودن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas umkämpfen)

برای چیزی جنگیدن، بر سر چیزی مبارزه کردن، تلاش برای به دست آوردن یا حفظ چیزی

  • Die Soldaten kämpften um jede Stellung.سربازان برای هر موضعی جنگیدند.
  • Die beiden Teams umkämpfen den Meistertitel.دو تیم برای عنوان قهرمانی مبارزه می‌کنند.
2 Passiv (wird umkämpft)

(به صورت مجهول) مورد مناقشه بودن، مورد بحث بودن، محل اختلاف بودن

  • Diese Entscheidung wird noch stark umkämpft.این تصمیم هنوز به شدت مورد مناقشه است.
  • Das Erbe wird zwischen den Geschwistern umkämpft.میراث بین خواهر و برادرها مورد اختلاف است.