umkämpfen
بر سر چیزی جنگیدن, مبارزه کردن, مورد مناقشه بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas umkämpfen)
برای چیزی جنگیدن، بر سر چیزی مبارزه کردن، تلاش برای به دست آوردن یا حفظ چیزی
- Die Soldaten kämpften um jede Stellung.سربازان برای هر موضعی جنگیدند.
- Die beiden Teams umkämpfen den Meistertitel.دو تیم برای عنوان قهرمانی مبارزه میکنند.
2
Passiv (wird umkämpft)
(به صورت مجهول) مورد مناقشه بودن، مورد بحث بودن، محل اختلاف بودن
- Diese Entscheidung wird noch stark umkämpft.این تصمیم هنوز به شدت مورد مناقشه است.
- Das Erbe wird zwischen den Geschwistern umkämpft.میراث بین خواهر و برادرها مورد اختلاف است.