umkarren

Aussprache: /ˈʊmˌkaʁən/
Wortzerlegung: um·kar·ren
فعل

زیر گرفتن (با وسیله نقلیه)، واژگون کردن (با وسیله نقلیه)

Beispiele

  • Sagte ich zum Knechte: „Was kommt dich an, mir das schöne Bäumlein da ''umzukarren''?به خدمتکار گفتم: «چه ربطی به تو دارد که آن درخت زیبای آنجا را زیر بگیری؟

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با گاری یا فرغون از جایی به جای دیگر منتقل کردن

  • Sie mussten den ganzen Sand in den Garten umkarren.آنها مجبور بودند تمام شن را با فرغون به باغ منتقل کنند.
  • Wir haben die Möbel in die neue Wohnung umgekarren.ما اثاثیه را با گاری به آپارتمان جدید جابجا کردیم.
2 Akkusativ

چیزی را با گاری یا فرغون زیر گرفتن یا واژگون کردن (معمولاً به صورت تصادفی)

  • Der Bauer hat aus Versehen einen Zaun umgekarren.کشاورز به اشتباه یک حصار را با گاری واژگون کرد.
  • Sei vorsichtig, dass du niemanden umkarrst!مواظب باش که کسی را با گاری زیر نگیری!