umkarren
زیر گرفتن (با وسیله نقلیه)، واژگون کردن (با وسیله نقلیه)
Beispiele
- Sagte ich zum Knechte: „Was kommt dich an, mir das schöne Bäumlein da ''umzukarren''?به خدمتکار گفتم: «چه ربطی به تو دارد که آن درخت زیبای آنجا را زیر بگیری؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با گاری یا فرغون از جایی به جای دیگر منتقل کردن
- Sie mussten den ganzen Sand in den Garten umkarren.آنها مجبور بودند تمام شن را با فرغون به باغ منتقل کنند.
- Wir haben die Möbel in die neue Wohnung umgekarren.ما اثاثیه را با گاری به آپارتمان جدید جابجا کردیم.
2
Akkusativ
چیزی را با گاری یا فرغون زیر گرفتن یا واژگون کردن (معمولاً به صورت تصادفی)
- Der Bauer hat aus Versehen einen Zaun umgekarren.کشاورز به اشتباه یک حصار را با گاری واژگون کرد.
- Sei vorsichtig, dass du niemanden umkarrst!مواظب باش که کسی را با گاری زیر نگیری!