umkreischen

Aussprache: /ʊmˈkʁaɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: um·krei·s·chen
فعل

با جیغ و فریاد احاطه کردن

Beispiele

  • Sie vermummten sich und drückten sich gegen ihre Tiere, während die Winde sie ''umkreischten'' und die Welt sich verfinsterte.آنها خود را پوشاندند و به حیواناتشان چسبیدند، در حالی که بادها با جیغ و فریاد آنها را احاطه می‌کردند و دنیا تاریک می‌شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با جیغ و فریاد یا فریادهای بلند، کسی یا چیزی را احاطه کردن یا دور آن جمع شدن.

  • Die Fans umkreischten den Popstar, als er aus dem Hotel kam.طرفداران، ستاره پاپ را هنگامی که از هتل بیرون آمد، با جیغ و فریاد احاطه کردند.
  • Kleine Kinder können ihre Idole regelrecht umkreischen.کودکان خردسال می‌توانند بت‌های خود را به معنای واقعی کلمه با جیغ و فریاد احاطه کنند.