umlassen

Aussprache: /ˈʊmˌlasn̩/
Wortzerlegung: um·las·sen
فعل

دور خود نگه داشتن، در نیاوردن (شال/جواهر/گردنبند)

Bedeutungen

1 Akkusativ

شال‌گردن، قلاده، گردنبند یا لباسی که دور بدن قرار می‌گیرد را باز نکردن و نگه داشتن

  • Du kannst deinen Schal ruhig umlassen, es ist windig.می‌توانی شال‌گردنت را دور گردنت بگذاری بماند، باد می‌آید.
  • Sie ließ die Kette auch beim Schwimmen um.او گردنبند را حتی هنگام شنا کردن هم باز نکرد (دور گردنش نگه داشت).