umlaufen
منتشر شدن، دست به دست شدن؛ به کسی/چیزی خوردن و او را انداختن، زیر گرفتن
Beispiele
- Die Bekanntmachung zu den neuen Pausenzeiten ''läuft'' im Betrieb ''um.اطلاعیه مربوط به زمانهای استراحت جدید در شرکت دست به دست میشود.
- Die Gerüchte über den neuen Kollegen ''laufen'' in der ganzen Abteilung ''um.شایعات درباره همکار جدید در کل بخش منتشر شده است.
- Sie ''läuft'' die Schachtel absichtlich ''um.او عمداً جعبه را واژگون میکند.
- Der Passant hätte mich fast ''umgelaufen.عابر پیاده نزدیک بود مرا زیر بگیرد.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
در گردش بودن، رایج بودن (مثلاً پول، شایعه، بیماری) (جداشدنی)
- Es sind viele Falschmeldungen im Internet umgelaufen.اخبار جعلی زیادی در اینترنت در گردش بوده است.
- Diese Münzen sind schon lange nicht mehr im Umlauf.این سکهها مدتهاست که دیگر در گردش نیستند.
2
um + Akkusativ
دور چیزی دویدن، چرخیدن (مثلاً یک شخص، یک حیوان) (جداشدنی)
- Die Kinder liefen um den Baum herum.بچهها دور درخت میدویدند.
- Der Hund lief aufgeregt um seinen Herrn um.سگ با هیجان دور صاحبش میدوید.
3
Akkusativ
دور زدن، احاطه کردن (مثلاً یک مانع، یک ساختمان) (غیرقابل جدا شدن)
- Der Fluss umläuft die Stadt in einem weiten Bogen.رودخانه شهر را در یک قوس وسیع احاطه کرده است.
- Man muss das Hindernis umlaufen, um weiterzukommen.باید مانع را دور زد تا بتوان ادامه داد.