umlegen
انداختن/انداختن دور (شال)، تقسیم کردن (هزینه)، کشیدن/کشتن (عامیانه)، جابجا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + Dativ (به صورت انعکاسی یا برای دیگری)
پوشیدن یا انداختن چیزی دور گردن/شانه (شال، پتوی روی شانه)
- Sie legte sich einen warmen Schal um.او یک شال گرم دور خودش انداخت.
- Er legte ihr eine Decke um.او یک پتو دور او انداخت.
2
Akkusativ
سرنگون کردن، خپ کردن یا خواباندن چیزی (درخت، صندلی ماشین)
- Man kann die Rückbank im Auto umlegen.میتوان صندلیهای عقب ماشین را خواباند.
- Der Sturm hat viele Bäume umgelegt.طوفان درختان زیادی را انداخت.
3
Akkusativ + auf + Akkusativ
هزینهها را بین افراد یا بخشها تقسیم و سرشکن کردن
- Die Nebenkosten werden auf alle Mieter umgelegt.هزینههای جانبی بین تمام مستاجران سرشکن میشود.
- Wir müssen die Gesamtausgaben auf die Teilnehmer umlegen.ما باید مخارج کل را بین شرکتکنندگان تقسیم کنیم.
4
Akkusativ
کسی را کشتن، به قتل رساندن (زبان عامیانه/پلیسی)
- Der Gangster hat seinen Rivalen umgelegt.گانگستر رقیبش را کشت (از پا درآورد).
- Er drohte, jeden umzulegen, der sich ihm widersetzt.او تهدید کرد هر کسی را که در برابرش بایستد میکشد.