umlegen

Aussprache: /ˈʊmˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: um·le·gen
فعل

انداختن/انداختن دور (شال)، تقسیم کردن (هزینه)، کشیدن/کشتن (عامیانه)، جابجا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + Dativ (به صورت انعکاسی یا برای دیگری)

پوشیدن یا انداختن چیزی دور گردن/شانه (شال، پتوی روی شانه)

  • Sie legte sich einen warmen Schal um.او یک شال گرم دور خودش انداخت.
  • Er legte ihr eine Decke um.او یک پتو دور او انداخت.
2 Akkusativ

سرنگون کردن، خپ کردن یا خواباندن چیزی (درخت، صندلی ماشین)

  • Man kann die Rückbank im Auto umlegen.می‌توان صندلی‌های عقب ماشین را خواباند.
  • Der Sturm hat viele Bäume umgelegt.طوفان درختان زیادی را انداخت.
3 Akkusativ + auf + Akkusativ

هزینه‌ها را بین افراد یا بخش‌ها تقسیم و سرشکن کردن

  • Die Nebenkosten werden auf alle Mieter umgelegt.هزینه‌های جانبی بین تمام مستاجران سرشکن می‌شود.
  • Wir müssen die Gesamtausgaben auf die Teilnehmer umlegen.ما باید مخارج کل را بین شرکت‌کنندگان تقسیم کنیم.
4 Akkusativ

کسی را کشتن، به قتل رساندن (زبان عامیانه/پلیسی)

  • Der Gangster hat seinen Rivalen umgelegt.گانگستر رقیبش را کشت (از پا درآورد).
  • Er drohte, jeden umzulegen, der sich ihm widersetzt.او تهدید کرد هر کسی را که در برابرش بایستد می‌کشد.