Konjugierte Form
پیچیده شده، تا شده (شکل گذشته فعل umlogen)
معانی و تعاریف umlogen:
- دروغ گفتن به کسی یا فریب دادن او با گفتن حرفهای نادرست؛ گمراه کردن.
جملات نمونه برای umlogen:
Er versuchte, den Richter durch seine Aussagen umzulogen, aber die Beweise waren erdrückend.
او سعی کرد با اظهارات خود قاضی را فریب دهد، اما شواهد کوبنده بود.
Man sollte seine Mitmenschen nicht umlogen, sondern ehrlich mit ihnen umgehen.
انسان نباید به دیگران دروغ بگوید، بلکه باید با آنها صادقانه رفتار کند.