ummalten
نقاشی کردیم (شکل صرف شده فعل ummalen برای اول شخص جمع گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ترسیم یا نقاشی کردن یک طرح، نقش یا حاشیه در اطراف یک شیء، تصویر یا منطقه مشخص.
- Die Künstlerin ummalte den Rand des Freskos mit einem komplexen geometrischen Muster.هنرمند لبه دیوارنگاره را با یک طرح هندسی پیچیده نقاشی کرد.
- Die Kinder ummalten die Zeichnung ihrer Lehrerin mit bunten Blumen.بچهها نقاشی معلمشان را با گلهای رنگارنگ احاطه کردند.