فعل
دیوار کشیدن دور چیزی، محصور کردن با دیوار
معانی و تعاریف ummauern:
- دور چیزی دیوار کشیدن، با دیوار محصور کردن
جملات نمونه برای ummauern:
Auch die Athener ''ummauerten'' ihre Stadt.
همچنین آتنیها شهر خود را دیوار کشیدند.
Die Firma erhielt die Auflage, die Lagerräume feuersicher zu ''ummauern''.
این شرکت موظف شد که انبارها را با دیوار نسوز محصور کند.
Das Grundstück wurde mit einer hohen Mauer ummauert.
زمین با یک دیوار بلند محصور شد.