ummelden
ثبت مجدد کردن، تغییر آدرس ثبت شده
Beispiele
- Dabei will man doch einfach nur die neue Wohnung ''ummelden''.آدمها فقط میخواهند خانه جدید را "ثبت مجدد" کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
تغییر آدرس محل سکونت یا ثبت نام مجدد وسیله نقلیه و غیره در اداره مربوطه
- Ich muss mich nächste Woche ummelden, da ich umziehe.من باید هفته آینده تغییر آدرس بدهم، چون نقل مکان میکنم.
- Vergessen Sie nicht, Ihr Auto umzumelden, wenn Sie den Wohnort wechseln.فراموش نکنید که وقتی محل سکونت خود را تغییر میدهید، ماشین خود را مجدداً ثبت کنید.
2
sich + Akkusativ
خود را در یک مکان جدید (مثلاً شهر جدید) ثبت نام کردن
- Nach dem Umzug muss man sich innerhalb von zwei Wochen ummelden.پس از نقل مکان، باید ظرف دو هفته خود را ثبت نام مجدد کرد.
- Er hat sich in der neuen Stadt sofort umgemeldet.او بلافاصله در شهر جدید خود را ثبت نام کرد.