umorganisieren
سازماندهی مجدد کردن، بازسازی کردن (ساختار)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umorganisieren)
تغییر دادن ساختار یا سازمان یک شرکت، بخش، رویداد یا سیستم برای بهبود عملکرد یا کارایی.
- Die neue Leitung plant, die gesamte Abteilung umzuorganisieren.مدیریت جدید قصد دارد کل بخش را سازماندهی مجدد کند.
- Nach der Fusion musste das Unternehmen seine Prozesse umorganisieren.پس از ادغام، شرکت مجبور شد فرآیندهای خود را بازسازی کند.