umpalettieren
تخلیه و بارگیری مجدد (روی پالت دیگر)
Beispiele
- In Pharma- und Lebensmittelbetrieben sind Holzpaletten aus Hygienegründen tabu. Das heißt, zwischen Wareneingang und Produktion muss ''umpalettiert'' werden.در شرکتهای دارویی و مواد غذایی، پالتهای چوبی به دلایل بهداشتی ممنوع هستند. این بدان معناست که بین ورود کالا و تولید باید تخلیه و بارگیری مجدد انجام شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کالاها یا بستهها را از یک پالت به پالت دیگر منتقل کردن یا ترتیب چیدمان آنها را روی پالت تغییر دادن
- Wir müssen die Ware für den Export umpalettieren.ما باید کالاها را برای صادرات دوباره روی پالت بچینیم.
- Der Lagerarbeiter hat die beschädigten Paletten umpalettiert.کارگر انبار پالتهای آسیبدیده را دوباره پالتبندی کرد.