umpalettieren

Aussprache: /ˌʊmpalɛˈtiːʁən/
Wortzerlegung: um·pa·let·tie·ren
فعل

تخلیه و بارگیری مجدد (روی پالت دیگر)

Beispiele

  • In Pharma- und Lebensmittelbetrieben sind Holzpaletten aus Hygienegründen tabu. Das heißt, zwischen Wareneingang und Produktion muss ''umpalettiert'' werden.در شرکت‌های دارویی و مواد غذایی، پالت‌های چوبی به دلایل بهداشتی ممنوع هستند. این بدان معناست که بین ورود کالا و تولید باید تخلیه و بارگیری مجدد انجام شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کالاها یا بسته‌ها را از یک پالت به پالت دیگر منتقل کردن یا ترتیب چیدمان آن‌ها را روی پالت تغییر دادن

  • Wir müssen die Ware für den Export umpalettieren.ما باید کالاها را برای صادرات دوباره روی پالت بچینیم.
  • Der Lagerarbeiter hat die beschädigten Paletten umpalettiert.کارگر انبار پالت‌های آسیب‌دیده را دوباره پالت‌بندی کرد.