umparken
جابجا کردن (ماشین در پارکینگ)، پارک کردن در جایی دیگر
Beispiele
- Vor neun Uhr sollten Sie den Wagen schon ''umgeparkt'' haben, dann ist hier Halteverbot.شما باید ماشین را قبل از ساعت نه جابجا کنید، چون اینجا ممنوعیت توقف است.
- Ich muss erst noch ''umparken'', dann komme ich gleich hoch zu dir.اول باید ماشین را جابجا کنم، بعد فوراً پیش تو میآیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پارک کردن یک وسیله نقلیه در مکانی دیگر.
- Ich muss mein Auto umparken, weil hier ein Halteverbot ist.باید ماشینم را جای دیگر پارک کنم، چون اینجا توقف ممنوع است.
- Könntest du bitte das Auto umparken? Es steht im Weg.میتوانی لطفاً ماشین را جای دیگر پارک کنی؟ جلوی راه است.