umplanen

Aussprache: /ˈʊmˌplaːnən/
Wortzerlegung: um·pla·nen
فعل

تغییر برنامه دادن، تجدیدنظر در برنامه‌ریزی

Bedeutungen

1 Akkusativ

برنامه‌ها، طرح‌ها یا نقشه‌ها را به دلیل شرایط جدید تغییر دادن و از نو تنظیم کردن

  • Wegen des schlechten Wetters mussten wir unseren Ausflug umplanen.به دلیل آب و هوای بد مجبور شدیم برنامه گردشمان را تغییر دهیم.
  • Das Projektteam musste die gesamte Strategie umplanen.تیم پروژه مجبور شد کل استراتژی را از نو برنامه‌ریزی کند.