umpreisen

Aussprache: /ˌʊmˈpraɪ̯zn̩/
Wortzerlegung: um·prei·sen
فعل

قیمت را تغییر دادن، دوباره قیمت‌گذاری کردن

Beispiele

  • Warum? 1. Müssten die Zwischenbuchhändler – das sind diejenigen, die ermöglichen, dass beinahe jedes heute bestellte Buch morgen bei Ihrem Lieblingsladen abholbar ist – Millionen Bücher ''umpreisen''.چرا؟ ۱. واسطه‌های فروش - یعنی کسانی که امکان تحویل تقریباً هر کتابی را که امروز سفارش داده‌اید فردا از فروشگاه مورد علاقه‌تان فراهم می‌کنند - باید میلیون‌ها کتاب را دوباره قیمت‌گذاری کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

قیمت‌گذاری مجدد کردن، قیمت چیزی را تغییر دادن (معمولاً به دلیل تغییرات اقتصادی)

  • Wegen der gestiegenen Kosten müssen wir die Produkte umpreisen.به دلیل افزایش هزینه‌ها، باید محصولات را مجدداً قیمت‌گذاری کنیم.
  • Die Verkäuferin war damit beschäftigt, die Ware umzupreisen.فروشنده مشغول تغییر قیمت کالاها بود.