umrändern

Aussprache: /ˈʊmˌrɛndɐn/
Worttrennung: um·rän·dern
فعل

حاشیه کشیدن، دور چیزی را خط کشیدن، احاطه کردن با حاشیه

Bedeutungen

1 Akkusativ

دور چیزی خط کشیدن، حاشیه یا مرز ایجاد کردن، یا چیزی را با یک خط یا نوار احاطه کردن

  • Sie umrandete das Bild mit einem feinen goldenen Strich.او دور عکس را با یک خط طلایی ظریف حاشیه زد.
  • Die Bäume umrändern den See und bieten einen schönen Anblick.درختان دور دریاچه را احاطه کرده‌اند و منظره‌ای زیبا ارائه می‌دهند.