umrühren
هم زدن، مخلوط کردن
Beispiele
- Den einmal aufgekochten Reis nicht mehr ''umrühren''.برنجی را که یک بار جوشیده است دیگر هم نزنید.
- Vor der Verwendung die Wandfarbe gut ''umrühren'', da sich oftmals das Verdünnungsmittel auf der Oberfläche abgesetzt hat.قبل از استفاده، رنگ دیوار را خوب هم بزنید، زیرا اغلب حلال آن روی سطح تهنشین شده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایعات یا مواد را با قاشق یا وسیلهای مشابه به هم زدن تا مخلوط شوند یا یکدست گردند.
- Bitte rühren Sie den Kaffee um.لطفاً قهوه را هم بزنید.
- Sie rührte die Suppe um, damit nichts anbrennt.او سوپ را هم زد تا چیزی ته نگیرد.