umrangieren

Aussprache: /ʊmraŋˈʒiːrən/
Wortzerlegung: um·ran·gie·ren
فعل

جابجا کردن (قطار، واگن)، مانور دادن

Beispiele

  • Dabei ist ein ''Umrangieren'' oft unerlässlich, bei dem bis zum Erreichen des Zielbahnhofs ein Wagen oft mehrmals in Rangierbahnhöfen umgestellt und neuen Zügen zugeordnet wird.در این میان، جابجایی اغلب ضروری است، که در آن یک واگن اغلب چندین بار در ایستگاه‌های مانور جابجا شده و به قطارهای جدید اختصاص می‌یابد تا به ایستگاه مقصد برسد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

جابجا کردن یا تغییر مکان دادن چیزی (اغلب قطارها یا وسایل نقلیه) در یک محوطه یا ایستگاه.

  • Der Zug muss auf ein anderes Gleis umrangiert werden.قطار باید به یک ریل دیگر جابجا شود.
  • Die Waggons wurden im Bahnhof umrangiert.واگن‌ها در ایستگاه جابجا شدند.
2 Akkusativ

بازآرایی یا سازماندهی مجدد چیزی (مانند اولویت‌ها، داده‌ها).

  • Wir müssen die Prioritäten neu umrangieren.ما باید اولویت‌ها را دوباره بازآرایی کنیم.
  • Die Daten wurden in der Datenbank umrangiert.داده‌ها در پایگاه داده بازآرایی شدند.