umrasen
با سرعت رد شدن از کنار، واژگون کردن با سرعت
Beispiele
- Die tobenden Kinder ''rasten'' die kleinen Tore ''um'', die auf dem Rasen für das Cricketspiel aufgestellt worden waren.بچههای خشمگین دروازههای کوچک که برای بازی کریکت روی چمن چیده شده بودند را با سرعت واژگون کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با سرعت زیاد دور چیزی چرخیدن یا از کنار آن عبور کردن
- Der Rennwagen umraste die Kurve mit hoher Geschwindigkeit.ماشین مسابقه با سرعت زیاد از پیچ گذشت.
- Er umraste das Hindernis geschickt.او ماهرانه از مانع عبور کرد.