umreihen

Aussprache: /ˈʊmˌraɪ̯ən/
Wortzerlegung: um·rei·hen
فعل

مرتب کردن مجدد، بازچینی کردن

Beispiele

  • Die Wähler können die Listen mit Hilfe der Vorzugsstimme ''umreihen.رأی‌دهندگان می‌توانند لیست‌ها را با استفاده از رأی ترجیحی 'مرتب کنند'.

Bedeutungen

1 Akkusativ

ترتیب یا جایگاه چیزی یا کسی را در یک ردیف یا صف تغییر دادن، دوباره مرتب کردن.

  • Der Lehrer musste die Schüler in der Klasse umreihen, um Unruhe zu vermeiden.معلم مجبور شد دانش‌آموزان را در کلاس دوباره ردیف کند تا از بی‌نظمی جلوگیری کند.
  • Wir müssen die Bücher im Regal umreihen, damit sie besser passen.ما باید کتاب‌ها را در قفسه دوباره مرتب کنیم تا بهتر جا شوند.