umreissen

Aussprache: /ˌʊmˈraɪ̯sn̩/
Worttrennung: um·reis·sen
Wort

طرح کلی چیزی را ترسیم کردن، خلاصه کردن، واژگون کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به طور کلی بیان کردن، طرح کلی چیزی را کشیدن، خلاصه کردن (فعل جدا نشدنی)

  • Er umriss die wichtigsten Punkte des Plans.او نکات اصلی طرح را به طور کلی بیان کرد.
  • Die Künstlerin umriss die Figur mit wenigen Strichen.هنرمند با چند خط، طرح کلی فیگور را کشید.
2 Akkusativ

چیزی را واژگون کردن، سرنگون کردن، خراب کردن (این معنی با پیشوند جدا شدنی 'um' و صرف 'reißt um, riss um, hat umgerissen' است)

  • Der Sturm riss den Baum um.طوفان درخت را واژگون کرد.
  • Die Revolutionäre rissen die alte Regierung um.انقلابیون دولت قدیمی را سرنگون کردند.