umringen
احاطه کردن، حلقه زدن دور چیزی/کسی
Beispiele
- In der Pause ''umringten'' die Mädchen den Gastgeber der Gala.در طول استراحت، دختران دور میزبان گالا حلقه زدند.
- Die Hunde ''umringen'' die Tüte mit den Schlachtabfällen.سگها دور کیسه ضایعات گوشت حلقه زدهاند.
- Die neuen Hotelgäste ''umringen'' die Empfangsdame.مهمانان جدید هتل دور مسئول پذیرش حلقه زدهاند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را از هر طرف احاطه کردن، دور چیزی حلقه زدن (معمولاً توسط افراد).
- Die Fans umringten den Star.طرفداران دور ستاره حلقه زدند.
- Eine Gruppe Kinder umringte den Eisverkäufer.گروهی از بچهها دور بستنیفروش حلقه زدند.