فعل
تبدیل کردن (پول)، چنج کردن
معانی و تعاریف umrubeln:
- چیزی را به اطراف مالیدن یا ساییدن، معمولاً به گونهای که باعث تغییر شکل یا فرسودگی شود. (این فعل بسیار نادر و غیرمعمول است و ممکن است در زبان استاندارد آلمانی وجود نداشته باشد یا به صورت محاوره ای/منطقه ای استفاده شود.)
جملات نمونه برای umrubeln:
Auch Sauerkrautplatte (ein Baustoff), Schwarztaxi oder ''umrubeln'' (Geld umtauschen) muss man kaum erklären.
همچنین بشقاب سوسیس (یک ماده ساختمانی)، تاکسی سیاه یا "تبدیل کردن" (تعویض پول) به ندرت نیاز به توضیح دارد.
Er versuchte, den Rost vom Metall umzurubeln.
او سعی کرد زنگ را از فلز بساید.
Die Kinder rubelten den Sand um die Burg.
بچهها شن را دور قلعه مالیدند.