umrubeln
تبدیل کردن (پول)، چنج کردن
Beispiele
- Auch Sauerkrautplatte (ein Baustoff), Schwarztaxi oder ''umrubeln'' (Geld umtauschen) muss man kaum erklären.همچنین بشقاب سوسیس (یک ماده ساختمانی)، تاکسی سیاه یا "تبدیل کردن" (تعویض پول) به ندرت نیاز به توضیح دارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به اطراف مالیدن یا ساییدن، معمولاً به گونهای که باعث تغییر شکل یا فرسودگی شود. (این فعل بسیار نادر و غیرمعمول است و ممکن است در زبان استاندارد آلمانی وجود نداشته باشد یا به صورت محاوره ای/منطقه ای استفاده شود.)
- Er versuchte, den Rost vom Metall umzurubeln.او سعی کرد زنگ را از فلز بساید.
- Die Kinder rubelten den Sand um die Burg.بچهها شن را دور قلعه مالیدند.