umsäumen
حاشیه دوزی کردن (دور تا دور)، احاطه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umsäumen)
چیزی را از هر طرف احاطه کردن، دور چیزی را گرفتن (مانند حصار، درخت یا دیوار).
- Ein dichter Wald umsäumt das kleine Dorf.جنگل انبوهی دهکده کوچک را احاطه کرده است.
- Die Grundstücke sind von alten Mauern umsäumt.قطعات زمین توسط دیوارهای قدیمی احاطه شدهاند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas umsäumen)
لبههای چیزی را با دقت و زیبایی دوختن یا تزئین کردن (دور تا دور)؛ حاشیه دوزی کردن.
- Sie hat die Tischdecke rundherum mit bunten Fäden umsäumt.او رومیزی را با نخهای رنگی از هر طرف حاشیه دوزی کرده است.
- Der Vorhang wurde mit einer goldenen Borte umsäumt.پرده با نواری طلایی تزئین شده بود.