فعل
سایه افکندن، تاریک کردن، احاطه کردن با سایه
معانی و تعاریف umschatten:
- بر چیزی یا کسی سایه افکندن، سایه انداختن
- (مجازی) تیره و تار کردن، تحتالشعاع قرار دادن، غمگین کردن (مثلاً یک حال و هوا یا رویداد)
جملات نمونه برای umschatten:
„Diese majestätischen, immer grünen Kronen ''umschatten'' das Kloster Arkadi.“
این تاجهای سرسبز و باشکوه صومعه آرکادی را سایه افکندهاند.
Die hohen Bäume umschatteten den ganzen Garten.
درختان بلند بر کل باغ سایه افکنده بودند.
Ein großer Hut umschattete ihr Gesicht.
یک کلاه بزرگ صورت او را سایه انداخته بود.