umschauen

Aussprache: /ˈʊmˌʃaʊ̯ən/
Wortzerlegung: um·schau·en
فعل

اطراف را نگاه کردن، جستجو کردن (با نگاه)، گشتن

Beispiele

  • Der Kunde ''schaute'' sich im Geschäft ''um.مشتری در مغازه اطراف را نگاه کرد.
  • Die Kriminalpolizei hat sich in seiner Wohnung ''umgeschaut.پلیس جنایی خانه‌اش را گشت.

Bedeutungen

1 sich (reflexiv)

اطراف خود را نگاه کردن، به اطراف چرخیدن و دیدن.

  • Er schaute sich um, ob jemand zusah.او اطرافش را نگاه کرد که آیا کسی تماشا می‌کند.
  • Bevor sie die Straße überquerte, schaute sie sich genau um.قبل از عبور از خیابان، او با دقت اطرافش را نگاه کرد.
2 sich + nach + Dativ

به دنبال چیزی یا کسی گشتن، جستجو کردن (معمولاً برای خرید یا یافتن شغل).

  • Ich muss mich nach einer neuen Wohnung umschauen.باید به دنبال یک آپارتمان جدید بگردم.
  • Sie schaut sich nach einem besseren Job um.او به دنبال یک شغل بهتر می‌گردد.