umschauen
اطراف را نگاه کردن، جستجو کردن (با نگاه)، گشتن
Beispiele
- Der Kunde ''schaute'' sich im Geschäft ''um.مشتری در مغازه اطراف را نگاه کرد.
- Die Kriminalpolizei hat sich in seiner Wohnung ''umgeschaut.پلیس جنایی خانهاش را گشت.
Bedeutungen
1
sich (reflexiv)
اطراف خود را نگاه کردن، به اطراف چرخیدن و دیدن.
- Er schaute sich um, ob jemand zusah.او اطرافش را نگاه کرد که آیا کسی تماشا میکند.
- Bevor sie die Straße überquerte, schaute sie sich genau um.قبل از عبور از خیابان، او با دقت اطرافش را نگاه کرد.
2
sich + nach + Dativ
به دنبال چیزی یا کسی گشتن، جستجو کردن (معمولاً برای خرید یا یافتن شغل).
- Ich muss mich nach einer neuen Wohnung umschauen.باید به دنبال یک آپارتمان جدید بگردم.
- Sie schaut sich nach einem besseren Job um.او به دنبال یک شغل بهتر میگردد.