umschwirren
احاطه کردن (با پرواز)
Beispiele
- Bienen und Hummeln ''umschwirren'' die blühenden Rosen.زنبورها و زنبورهای درشت، گلهای رز در حال شکفتن را احاطه کردهاند.
- Kolibris ''umschwirrten'' die grunzenden, halbwilden Schweine.مرغهای مگسخوار، خوکهای در حال غرغر کردن و نیمهوحشی را احاطه کرده بودند.
- Die positiven Kationen des Kaliums ''umschwirren'' das negativ geladene Teilchen.کاتیونهای مثبت پتاسیم ذره باردار منفی را احاطه میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به صورت دایرهای دور چیزی حرکت کردن، به ویژه توسط حشرات یا پرندگان.
- Bienen umschwirren die Blumen im Garten.زنبورها دور گلهای باغ میچرخند.
- Ein Schwarm Mücken umschwirrte die Lampe in der Nacht.یک دسته پشه در شب دور لامپ میچرخیدند.