umsehn

Aussprache: /ˈʊmˌzeːn/
Wortzerlegung: um·sehn
فعل

نگاه کردن به اطراف، وارسی کردن (شکل کوتاه شده)

Beispiele

  • Die Zuschauer können einmal aufatmen und sich ''umsehn''.تماشاگران می‌توانند یک بار نفس راحتی بکشند و به اطراف نگاه کنند.