فعل
جابهجا کردن، پیادهسازی کردن، تبدیل کردن
معانی و تعاریف umsetzen:
- اجرا کردن، پیادهسازی کردن (یک ایده، یک طرح، یک قانون)
- تغییر مکان دادن، جابجا کردن (چیزی)
- تبدیل کردن (به پول، به انرژی، به عمل)
جملات نمونه برای umsetzen:
Wir müssen die Tür ''umsetzen.''
ما باید در را جابهجا کنیم.
Dieser große Mann verdeckt mir die Sicht auf die Kinoleinwand, ich werde mich ''umsetzen.''
این مرد قدبلند دید من را به پرده سینما گرفته است، باید جایم را عوض کنم.
Es fällt uns schwer, den Plan in die Tat ''umzusetzen.''
برای ما سخت است که این طرح را به مرحله اجرا درآوریم.