umsetzen

Aussprache: /ˈʊmˌzɛt͡sn̩/
Wortzerlegung: um·set·zen
فعل

اجرا کردن، جابه‌جا کردن، تبدیل کردن، به فروش رساندن

Bedeutungen

1 etwas (Akk) + in + Akkusativ / umsetzen

اجرا کردن، پیاده‌سازی کردن (یک ایده، طرح، قانون یا تصمیم)

  • Wir müssen die neuen Vorschläge schnell in die Tat umsetzen.ما باید پیشنهادات جدید را سریعاً به مرحله اجرا درآوریم.
  • Er hat seine Vision erfolgreich im Unternehmen umgesetzt.او دیدگاه خود را با موفقیت در شرکت پیاده‌سازی کرد.
2 etwas/sich (Akk) + an/in + Akkusativ

تغییر مکان دادن، جابه‌جا کردن (گیاه، صندلی، خود فرد)

  • Die Pflanzen müssen im Frühling in einen größeren Topf umgesetzt werden.گیاهان باید در بهار به گلدان بزرگ‌تری منتقل شوند.
  • Ich sehe hier schlecht, ich werde mich umsetzen.من اینجا را خوب نمی‌بینم، جایم را عوض خواهم کرد.
3 etwas (Akk) + in + Akkusativ umsetzen

تبدیل کردن (ماده، انرژی، سرمایه به سود یا جنس به پول)

  • Das Unternehmen konnte die Investitionen in hohe Gewinne umsetzen.شرکت توانست سرمایه‌گذاری‌ها را به سود بالا تبدیل کند.
  • Sonnenenergie wird durch Photovoltaik in Elektrizität umgesetzt.انرژی خورشیدی توسط فتولتائیک به برق تبدیل می‌شود.
4 etwas (Akkusativ) umsetzen

کالا فروختن، گردش مالی داشتن (تجاری)

  • Firma X hat im letzten Quartal 2 Millionen Euro umgesetzt.شرکت X در سه ماهه گذشته ۲ میلیون یورو گردش مالی داشته است.
  • Wie viele Einheiten haben Sie diesen Monat umgesetzt?این ماه چه تعداد کالا به فروش رسانده‌اید؟