umsetzungsfähig

Aussprache: /ˈʊmzeːtsʊŋsˌfɛːɪç/
Worttrennung: um·set·zungs·fä·hig
صفت

قابل اجرا، عملیاتی

Bedeutungen

1

قابلیت اجرایی شدن یا عملیاتی شدن؛ چیزی که می‌توان آن را به مرحله عمل درآورد یا پیاده‌سازی کرد.

  • Der Plan ist theoretisch gut, aber ist er auch umsetzungsfähig?این طرح از نظر تئوری خوب است، اما آیا قابل اجرا است؟
  • Wir müssen prüfen, ob die neue Technologie umsetzungsfähig ist.ما باید بررسی کنیم که آیا این فناوری جدید عملیاتی است یا خیر.
  • Nur umsetzungsfähige Projekte werden von der Regierung gefördert.تنها پروژه‌های قابل اجرا توسط دولت حمایت می‌شوند.