فعل
به گرمی پرستاری کردن، با دقت رسیدگی کردن
معانی و تعاریف umsorgen:
- با محبت مراقبت کردن، پرستاری کردن
جملات نمونه برای umsorgen:
Eltern ''umsorgen'' ihre Kinder.
والدین به فرزندان خود «با محبت رسیدگی میکنند.»
„Wafa ''umsorgt'' sie wie eine Mutter oder eine Schwester.“
«وفا از آنها مثل یک مادر یا خواهر «مراقبت میکند.»»
Die Krankenschwester umsorgte die Patienten liebevoll.
پرستار با محبت از بیماران مراقبت میکرد.