umspülen

Aussprache: /ʊmˈʃpyːlən/
Worttrennung: um·spü·len
فعل

احاطه کردن، دربرگرفتن (معمولاً در مورد مایعات و آب)

Beispiele

  • Das Meer ''umspült'' den Fuß des Turmes.دریا پایه‌های برج را احاطه کرده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

آب یا مایعی دیگر به دور چیزی جریان یابد یا آن را بشوید.

  • Das Meer umspült die kleine Insel.دریا دور جزیره کوچک را می‌شوید.
  • Die Wellen umspülten die Füße der Badegäste.موج‌ها پاهای شناگران را می‌شستند.