umspannen
در بر گرفتن، احاطه کردن (با دست یا بازو)
Beispiele
- Seine Arme ''umspannten'' den Baum kaum.بازوهایش به سختی میتوانست درخت را «در بر بگیرد».
- Seine Diplomarbeit in Geschichte ''umspannte'' das ganze Mittelalter.پایاننامه تاریخ او کل قرون وسطی را «در بر میگرفت».
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از همه طرف دربرگرفتن یا احاطه کردن، کشیدن (مثلاً طناب دور چیزی).
- Ein Netz umspannt den gesamten Bereich.یک تور تمام منطقه را دربرگرفته است.
- Die Brücke umspannt das tiefe Tal.پل بر روی دره عمیق کشیده شده است.
2
Akkusativ
(مجازی) شامل شدن یا دربرگرفتن یک محدوده، دوره زمانی یا مفهوم.
- Sein Wissen umspannt viele verschiedene Fachgebiete.دانش او بسیاری از رشتههای مختلف را دربرمیگیرد.
- Die Geschichte umspannt einen Zeitraum von mehreren Jahrhunderten.این داستان یک دوره زمانی چندین قرن را شامل میشود.