umspielen
نوازش کردن/پیچیدن دورِ (باد/لبخند)، دور زدن (مدافع)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به صورت نرم، لطیف و نازک اطراف چیزی را احاطه کردن یا نوازش دادن (مانند لبخند یا باد)
- Ein leises Lächeln umspielte ihre Lippen.لبخندی ملایم بر لبهایش نقش بست (لبهایش را فرا گرفت).
- Der kühle Wind umspielte ihr langes Haar.باد خنک موهای بلندش را نوازش میداد.
2
Akkusativ
در ورزش، بازیکن یا دفاع حریف را با دریبل دور زدن
- Der Stürmer hat den Torwart gekonnt umspielt und das Tor erzielt.مهاجم به زیبایی دروازهبان را دور زد و گل را به ثمر رساند.