umspielen

Aussprache: /ʊmˈʃpiːlən/
Wortzerlegung: um·spie·len
فعل

نوازش کردن/پیچیدن دورِ (باد/لبخند)، دور زدن (مدافع)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به صورت نرم، لطیف و نازک اطراف چیزی را احاطه کردن یا نوازش دادن (مانند لبخند یا باد)

  • Ein leises Lächeln umspielte ihre Lippen.لبخندی ملایم بر لب‌هایش نقش بست (لب‌هایش را فرا گرفت).
  • Der kühle Wind umspielte ihr langes Haar.باد خنک موهای بلندش را نوازش می‌داد.
2 Akkusativ

در ورزش، بازیکن یا دفاع حریف را با دریبل دور زدن

  • Der Stürmer hat den Torwart gekonnt umspielt und das Tor erzielt.مهاجم به زیبایی دروازه‌بان را دور زد و گل را به ثمر رساند.