Konjugierte Form
پریدن از روی (گذشته سوم شخص مفرد)
معانی و تعاریف umsprang:
- حرکت کردن به صورت ناگهانی، پرانرژی و اغلب بیهدف به اطراف؛ نشان دادن هیجان یا بیقراری از طریق حرکت فیزیکی.
- به طور مجازی یا استعاری از موضوعی به موضوع دیگر پریدن؛ تغییر ناگهانی در بحث یا تمرکز.
جملات نمونه برای umsprang:
Die Kinder sprangen nach dem Unterricht aufgeregt im Schulhof umher.
بچهها پس از کلاس با هیجان در حیاط مدرسه به اطراف میپریدند.
Vor Freude sprang der Hund umher, als sein Herrchen nach Hause kam.
سگ از خوشحالی به اطراف میپرید، وقتی صاحبش به خانه آمد.
In seiner Rede sprang er ständig zwischen verschiedenen politischen Themen umher.
او در سخنرانیاش دائماً بین موضوعات مختلف سیاسی جابجا میشد.