der Umstand

Aussprache: /ˈʊmˌʃtant/
Worttrennung: Um·stand
اسم

شرایط، اوضاع، زحمت

Bedeutungen

1

شرایط یا اوضاعی که یک رویداد، وضعیت یا عمل در آن رخ می‌دهد؛ عوامل محیطی یا موقعیتی.

  • Unter diesen Umständen müssen wir vorsichtig sein.تحت این شرایط باید محتاط باشیم.
  • Die finanziellen Umstände erlaubten keine teure Reise.شرایط مالی اجازه سفر گران‌قیمت را نمی‌داد.
  • Er erklärte die komplizierten Umstände des Falls.او شرایط پیچیده پرونده را توضیح داد.
2

زحمت، دردسر یا مشکلی که در نتیجه یک وضعیت یا اقدام ایجاد می‌شود.

  • Es ist ein großer Umstand, jeden Tag so weit zu pendeln.هر روز اینقدر مسافت را رفت و آمد کردن، زحمت زیادی دارد.
  • Ich möchte Ihnen nicht zur Last fallen und Ihnen weitere Umstände machen.نمی‌خواهم برای شما دردسر درست کنم و زحمت بیشتری به شما بدهم.
  • Die Organisation der Feier war mit viel Umstand verbunden.سازماندهی جشن با زحمات زیادی همراه بود.