der Umstand
شرایط، اوضاع، زحمت
Bedeutungen
1
شرایط یا اوضاعی که یک رویداد، وضعیت یا عمل در آن رخ میدهد؛ عوامل محیطی یا موقعیتی.
- Unter diesen Umständen müssen wir vorsichtig sein.تحت این شرایط باید محتاط باشیم.
- Die finanziellen Umstände erlaubten keine teure Reise.شرایط مالی اجازه سفر گرانقیمت را نمیداد.
- Er erklärte die komplizierten Umstände des Falls.او شرایط پیچیده پرونده را توضیح داد.
2
زحمت، دردسر یا مشکلی که در نتیجه یک وضعیت یا اقدام ایجاد میشود.
- Es ist ein großer Umstand, jeden Tag so weit zu pendeln.هر روز اینقدر مسافت را رفت و آمد کردن، زحمت زیادی دارد.
- Ich möchte Ihnen nicht zur Last fallen und Ihnen weitere Umstände machen.نمیخواهم برای شما دردسر درست کنم و زحمت بیشتری به شما بدهم.
- Die Organisation der Feier war mit viel Umstand verbunden.سازماندهی جشن با زحمات زیادی همراه بود.