umstülpen
وارونه کردن، برگرداندن (داخل به بیرون)
Beispiele
- Um an den kleinen Rest heranzukommen, mußte er das Glas ''umstülpen'' und seinen Kopf in den Nacken werfen.برای رسیدن به باقیمانده کم، مجبور شد لیوان را وارونه کند و سرش را به عقب خم کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از رو به پشت برگرداندن، وارونه کردن (مثلاً جوراب، آستین)
- Er stülpte die Socken um, um sie zu waschen.او جورابها را وارونه کرد تا بشوید.
- Man muss den Mantel umstülpen, um das Futter zu sehen.برای دیدن آستر، باید کت را از رو به پشت برگرداند.
2
Akkusativ + auf/über + Akkusativ
چیزی را روی چیز دیگری کشیدن/پوشاندن (مانند کلاه، کاسه)
- Sie stülpte den Eimer über die Pflanze, um sie vor Frost zu schützen.او سطل را روی گیاه کشید تا آن را از سرمازدگی محافظت کند.
- Er stülpte sich die Mütze tief ins Gesicht.او کلاه را عمیقاً روی صورتش کشید.