der Umsturz
سرنگونی، انقلاب، دگرگونی سریع
Bedeutungen
1
تغییر ناگهانی و اغلب خشونتآمیز در ساختار قدرت یک دولت یا سازمان؛ سرنگونی حکومت یا رژیم.
- Der politische Umsturz führte zu einer neuen Regierung.سرنگونی سیاسی منجر به یک دولت جدید شد.
- Die Bevölkerung hoffte auf einen friedlichen Umsturz.مردم امیدوار به یک دگرگونی مسالمتآمیز بودند.
- Der Umsturz der alten Ordnung war unvermeidlich.سرنگونی نظم قدیم اجتنابناپذیر بود.
2
واژگونی یا براندازی یک شیء یا ساختار؛ واژگونی.
- Der starke Wind verursachte den Umsturz des Baumes.باد شدید باعث واژگونی درخت شد.
- Der Umsturz des Tisches war ein Schreckmoment.واژگونی میز لحظه ترسناکی بود.
- Nach dem Umsturz des Lastwagens musste die Straße gesperrt werden.پس از واژگونی کامیون، جاده باید مسدود میشد.
3
دگرگونی یا تغییر اساسی و سریع در یک وضعیت، عقیده یا روند؛ تحول ناگهانی.
- Der Umsturz in der Technologie hat die Welt verändert.دگرگونی در فناوری دنیا را تغییر داده است.
- Ein solcher Umsturz der Meinungen war unerwartet.چنین دگرگونی در عقاید غیرمنتظره بود.
- Der Umsturz der wirtschaftlichen Lage dauerte mehrere Jahre.دگرگونی وضعیت اقتصادی چندین سال طول کشید.