umstürzlerisch
براندازانه، خرابکارانه
Bedeutungen
1
به تمایل یا تلاش برای سرنگونی یک سیستم سیاسی، اجتماعی یا سازمانی اشاره دارد؛ اغلب با هدف ایجاد تغییرات رادیکال.
- Die Regierung verdächtigte die Gruppe, umstürzlerische Aktivitäten zu planen.دولت به این گروه ظنین بود که فعالیتهای براندازانه برنامهریزی میکنند.
- Seine Reden waren oft von einem umstürzlerischen Geist geprägt.سخنرانیهای او اغلب با روحیهای براندازانه مشخص میشد.
- Solche umstürzlerischen Ideen wurden von der Obrigkeit streng verfolgt.چنین ایدههای براندازانهای به شدت توسط مقامات تحت پیگرد قرار میگرفت.