umstapeln

Aussprache: /ˈʊmˌʃtaːpl̩n/
Wortzerlegung: um·sta·peln
فعل

دوباره چیدن (روی هم)، جابجا کردن (کالا)

Beispiele

  • Ich bin heute auch hier, weil ich Jürgen auf unserer Tankfahrt angeboten hatte, beim anstehenden ''Umstapeln'' des Fasslagers zu helfen.من امروز اینجا هستم چون به یورگن در سفر تانکری‌مان پیشنهاد دادم که در جابجایی انبار بشکه‌ها کمک کنم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیدن مجدد یا جابجا کردن چیزی که قبلاً چیده شده است، معمولاً برای تغییر ترتیب یا مکان.

  • Er musste die Bücher im Regal umstapeln, um Platz für neue zu schaffen.او مجبور شد کتاب‌ها را در قفسه دوباره بچیند تا جا برای کتاب‌های جدید باز کند.
  • Die Arbeiter haben die Paletten im Lager umgestapelt.کارگران پالت‌ها را در انبار جابجا چیدند.