umstellen

Aussprache: /ˈʊmˌʃtɛlən/
Wortzerlegung: um·stel·len
فعل

جابجا کردن (چیدمان)، تغییر دادن (سیستم/رژیم)، محاصره کردن (غیرجداشدنی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

جابجا کردن موقعیت اشیاء یا تغییر دادن چیدمان (جداشدنی)

  • Wir müssen die Möbel im Wohnzimmer umstellen.ما باید مبلمان اتاق پذیرایی را جابجا کنیم.
  • Er hat die Schränke umgestellt, um Platz zu sparen.او کمدها را جابجا کرد تا در فضا صرفه‌جویی کند.
2 Akkusativ + auf + Akkusativ

تغییر دادن روند، سیستم، روش یا رژیم غذایی به یک حالت دیگر (جداشدنی)

  • Sie hat ihre Ernährung komplett auf vegan umgestellt.او رژیم غذایی خود را کاملاً به وگات تغییر داد.
  • Die Fabrik stellt die Fertigung auf digitale Systeme um.کارخانه فرآیند تولید را به سیستم‌های دیجیتال تغییر می‌دهد.
3 Akkusativ (غیرجداشدنی: umstellt)

محاصره کردن یا دور تا دور چیزی/کسی را گرفتن (غیرجداشدنی)

  • Die Polizei umstellte das gesamte Gebäude.پلیس کل ساختمان را محاصره کرد.
  • Das Haus ist von bewaffneten Kräften umstellt.خانه توسط نیروهای مسلح محاصره شده است.
4 sich + auf + Akkusativ

خود را با شرایط یا روش‌های جدید وفق دادن (جداشدنی)

  • Er musste sich rasch auf die neuen Arbeitszeiten umstellen.او مجبور شد سریعاً خود را با ساعات کاری جدید وفق دهد.
  • Es fällt mir schwer, mich auf das kalte Klima umzustellen.برای من سخت است که خودم را با آب و هوای سرد تطبیق دهم.